در آبانماه پس از برکناری فانی، دانش‌آشتیانی تکنوکراتی ۶۱ ساله و دانشیار دانشگاه خواجه نصیرالدین‌طوسی با آرایی نه‌چندان قاطع توانست از مجلس دهم رای اعتماد بگیرد و سیزدهمین کلیددار بزرگترین دستگاه اجرایی کشور شود. با توجه تغییرات اخیر در کابینه دولت یازدهم که از قضا دولت‌مردان آن را در راستای تغییر نگاه دولت به فرهنگیان و مشکلات ساختاری آموزش‌و‌پرورش عنوان کردند، انتظار می‌رفت تغییرات مثبتی را در بودجه سال ۱۳۹۶ آموزش‌و‌پرورش شاهد باشیم. جامعه کثیر فرهنگیان انتظار داشتند که بودجه آموزش‌وپرورش در لایحه بودجه ۱۳۹۶ کل کشور از رشد قابل قبولی برخوردار باشد تا در نظام تأمین مالی این نهاد مهم‌ و حساس چالشی ایجاد نشود. اما شوربختانه در میان بهت و ناباوری فرهنگیان بودجه ۱۳۹۶ آموزش‌و‌پرورش در مقایسه با بودجه سال قبل افزایش قابل توجهی پیدا نکرد تا در سال ۱۳۹۶ هم‌چنان فرهنگیان شاهد کسری بودجه و ناتوانی در پرداخت معوقاتشان باشند. بودجه پیشنهادی آموزش‌و‌پرورش برای سال ۱۳۹۶ فقط کفاف پرداخت حقوق و مزایای کارمندان و پرسنل این وزارتخانه‌ را دارد و با توجه به عدم پیش‌بینی واقعی بودجه مورد نیاز آموزش‌و‌پرورش برای سال آتی، قطعاً آموزش‌و‌پرورش با توجه به بدهی‌هایی که اکنون دارد دچار مشکل می‌شود.

با نگاهی به لایحه ‌بودجه ارائه شده به مجلس و سهم آموزش‌و‌پرورش از این بودجه، به‌سادگی می‌توان فهمید که با افزایش ۱۰ درصدی بودجه ۱۳۹۶ نسبت به سال قبل، عملاً مشکلات معیشتی فرهنگیان در سال آینده هم پا برجا خواهد بود. همواره رشد بودجه آموزش‌و‌پرورش نسبت به رشد بودجه‌عمومی کشور بیشتر بوده است و برای اولین بار در لایحه سال ۱۳۹۶ از این رویه تبعیت نشده است. در‌حالی که رقم کل بودجه سال ۱۳۹۶ نسبت به سال قبل ۱۱ درصد رشد داشته است، سهم آموزش‌و‌پرورش نسبت به رشد بودجه‌عمومی کشور چیزی در حدود ۶ درصد است که این افزایش ناچیز خود نشان از کم‌توجهی و خروج آموزش‌و‌پرورش از چرخه اولویت‌های دولت یازدهم دارد. به لحاظ ظاهری بودجه آموزش‌وپرورش در هر سال افزایش می‌یابد اما چون این افزایش متناسب با نرخ تورم نیست عملاً می‌توان گفت که هیچ افزایشی در بودجه این وزارتخانه صورت نگرفته و حتی با کاهش نیز مواجه شده است.

دانش‌آشتیانی بارها از برنامه‌های آتی خود برای حل مشکلات اقتصادی فرهنگیان و از طرح‌های کوتاه مدتش برای جذب منابع مالی مورد نیاز برای پرداخت پاداش بازنشستگان آموزش‌و‌پرورش و سایر معوقات فرهنگیان سخن گفته بود. اما شوربختانه با تمام وعده‌هایی که پیش از رای اعتماد و در مجلس برای کسب رای اعتماد از نمایندگان داده بود عملاً نتوانست با لابی‌های پشت پرده و اعمال نفوذ بودجه بیشتری برای وزارتخانه‌اش جذب نماید تا یکبار دیگر شائبه سیاسی‌و‌انتخاباتی بودن انتصابش بیشتر به ذهن‌ها خطور نماید.

دانش‌آشتیانی با سخنان پوپولیستی‌اش و مهمتر دانستن مساله آموزش‌و‌پرورش از مساله برجام توانست در اذهان بخشی از فرهنگیان شبهه ایجاد نماید و آنان را به حل مشکلاتشان امیدوار نماید. اما اگر واقع‌گرایانه به برنامه‌ها و طرح‌های وزیر جدید آموزش‌و‌پرورش نگاهی بیندازیم باید اعتراف کرد که او در محقق نمودن وعده‌ها‌یش ناکام مانده است و به اهداف اصلی که مورد مطالبه‌ی اکثریت فرهنگیان بود و از قضا از دلیل ناکامی فانی نیز بوده است، نرسیده است.

واقعیت موجود این است که ارتقای شأن ‌و ‌منزلت اجتماعی معلمان و حل مشکلات معیشتی فرهنگیان بیشتر به شعاری زیبا و انتخاباتی شباهت دارد، چراکه اگر کمی با تعمق و دقت به نحوه برخورد دولت با مشکلات و کاستی‌های نهاد حساس و استراتژیک آموزش‌و‌پرورش نگاهی موشکافانه بیندازیم می‌بینیم که طی سال‌های گذشته و به خصوص ماه‌های اخیر نه تنها اقدام عملی صورت نگرفته است که چه بسا دولت اهتمامی برای حل مشکلات این حوزه ندارد. در این میان آنچه بیشتر فرهنگیان را آزرده خاطر می‌کند این است که به نظر می‌رسد تمامی برنامه‌ها و شعارهای دولت یازدهم و وزیر آموزش‌و‌پرورش در حد همان شعار باقی مانده و قرار نیست هیچ تغییر محسوسی در وزارت آموزش‌و‌پرورش ایجاد گردد.

این‌روزها در‌حالی که فرهنگیان در مشکلات اقتصادی غلت می‌زنند و در طول ماه‌های اخیر زیر فشارهای اقتصادی خمیده شده‌اند، دولت‌مردان از ارتقای منزلت اجتماعی و حل مشکلات فرهنگیان « سخن » می‌گویند و صدا‌و‌سیمای ملی مغرضانه با خبرهای آنچنانی‌اش حرص‌ فرهنگیان را در می‌آورد. مسلماً توسعه آموزش‌و‌پرورش و اصلاح ساختار ناکارآمد آن و ارتقای جایگاه اجتماعی فرهنگیان به صرف « شعار » میسر نمی‌شود و نیازمند تغییر و تحولات اساسی در سطح حاکمیت و جامعه است. هدایت بزرگ‌ترین نهاد دولتی کشور و مهم‌ترین منبع مولد سرمایه فرهنگی و ارتقاء سرمایه اجتماعی و زمینه ساز توسعه همه جانبه و پایدار کشور، نیازمند برنامه‌های راهبردی و بلند مدت، برنامه ریزی‌های کلان و روش‌های علمی است.

اگرچه دولت‌مردان اعتدال از حضور خود در دور دوم ریاست‌جمهوری تا حد بسیار بالایی یقین حاصل کرده‌اند، اما نباید فراموش کنند برنامه‌های تبلیغاتی و وعده‌های سرخرمن باعث دلسردی و دل‌آزردگی بیشتر قشر آینده‌ساز و زحمتکش فرهنگیان خواهد شد. رویه‌ای که دولت یازدهم در مواجهه با مطالبات و مشکلات فرهنگیان در حال حاضر پیش گرفته است، در مجموع بازی دوسرباخت را برای دولت به ارمغان می‌‌آورد. فرهنگیان تبعیض و اجحاف را با تمام وجود لمس می‌کنند و شعارها و اقدامات پوپولیستی وزیر و دولت روحانی باعث نارضایتی و بی‌اعتمادی بیشتر فرهنگیان به دولت یازدهم خواهد شد. قطعاً نارضایتی فرهنگیان به پایگاه رأی روحانی در انتخابات آتی آسیب می‌زند و تعداد حامیان او را تا حد زیادی کاهش می‌دهد و این احتمال وجود دارد که قشر فرهیخته فرهنگیان در صورت عدم موفقیت دولت در تحقق خواسته‌های به حق آنان، از آن عبور کنند و این‌بار فرهنگیان پروژه عبور از روحانی را کلید بزنند.

از این رو رئیس‌جمهور و مردان تصمیم‌سازش باید قدر فرصت‌ها و استفاده صحیح از آن‌ها را از دست ندهند و با تغییر رویکرد و با اقدامات عملی در بهبود اوضاع آموزش‌و‌پرورش و فرهنگیان و دانش‌آموزان بکوشند. تا شاید بتوانند اعتماد جامعه بزرگ فرهنگیان به دولت یازدهم بازگردانند. چراکه در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری، روحانی نیاز به حمایت جامعه کثیر فرهنگیان دارد و با شرایط فعلی، کمی دور از ذهن است که دست حمایتی در این جمع دیده شود.

حسین طاهری‌فرد کارشناس ارشد جامعه‌شناسی

  • پرینت از این پست پرینت از این پست
  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

    کد امنیتی را وارد کنید *